مناجات -

اشعار آیینی

مناجات -

قدیم و قادر وجبار کبریاى منست
رئوف ومشفق و رحمان آن خداى منست

به وقت بى کسى وفقرو تنگدستى من
انیس ومونس وغمخواراز بـراى منست

ترحمى بنمودى به من نفس به نفس
منِ خجل زده اخر جحیم جاى منست

چه توبه ها که شکستم ولى توبگذشتى
همین گذشت تو حقا که اهتداى منست

اگر به اتش نیران مرا بسوزانى
به انچه است رضاى توآن رضاى منست

شدید نادمم از کرده و گناه وخطا
ولی بسوى تو غفار التجاى منست
 
۰ ۰
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در وی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.